از آنجا که توانمندی ذاتی مدیران یکی از مهم ترین عوامل پیشبرد اهداف سازمان در جهت تأمین مالی است انتظار می رود که به این عامل بسیار توجه شود، زیرا این عامل تأثیر بسزایی در فراهم آوردن مجموعه ای کامل برای قرار دادن سازمان در مداری رقابتی و بازاری مناسب است. در این مقاله ابتدا توانمندی مدیران، بازار رقابتی و توانایی مدیران عنوان شده در ادامه توانایی مدیریت برسرمایه گذاری جهت تأمین مالی، ساختار سرمایه، وجوه نقد و درنهایت محدودیت در تأمین مالی مورد مطالعه قرار گرفت.
تأثیر توانایی مدیریت برسرمایه گذاری جهت تأمین مالی
شرکت ها به منظور سود آوری نیاز به انجام سرمایه گذاری های بلند مدت دارند. بخش عمده ای از سرمایه گذاری شرکت ها مربوط به انجام مخارج سرمایه ای است. مخارج سرمایه ای نوعی سرمایه گذاری بلند مدت و واقعی هستند که نیازمند تأمین مالی گسترده می باشند.
سرمایه گذاری در فرآیند ارزش آفرینی شرکت یکی از موضوعات مهم تلقی می گردد که میتواند به عنوان ابزاری مناسب درجهت بسط وتوسعۀ شرکت وهمچنین جلوگیری از عقب ماندگی شرکت ورکود شرکت تلقی گردد. در زمانی که مدیران ارزش شرکت را بیشتر ارزیابی کنند از تأمین مالی خارجی استفاده می کنند و در زمان بجای اخذ بدهی بر تأمین مالی داخلی تأکید دارند. برخی از پژوهشگران انتخاب بهترین نوع منابع مالی را به عهده مدیریت براساس درک وی از شرایط فعلی نیازمالی شرکت می دانند وبرخی شرایط بازار در انتخاب بین منابع مالی مؤثر می دانند. مسئله مهمی که دراین سرمایه گذاری ها از اهمیت بسزایی برخورداراست میزان سرمایه گذاری ها، نرخ بازده سرمایه گذاری بطور کلی کارا بودن آن است. یکی از ارکان اصلی شرکت برکارایی چنین تصمیمات مدیر است مدیران دارای توانایی بالا علاوه بر برآورد با کیفیتی که انجام که انجام می دهند به واسطه شناخت وقدرت درک خود، پروژه های سودآور راشناسایی کرده و با سرمایه گذاری درآنها جریانهای نقدی عملیاتی را نیز بهبود می بخشند وبه واسطه درک بهتر از ریسک ممکن است پروژه های بهتری را انتخاب کرده وعملیات شرکت را بصورت کاراتری مدیریت کنند.
شرکتها برای سرمایه گذاری به منابع مالی احتیاج دارند اما منابع سرمایه واستفاده از آنها باید به خوبی تعیین شود تاشرکت بتواند سودآور باشد وبا مشکلات نقدینگی مواجه نباشد و این وظیفه یک مدیر مالی است که منابع تأمین مالی ونحوه استفاده ازآنها راتعیین کند.
سرمایه گذاران همواره به خرید سهام آن گروه از واحدهای تجاری که ساختار مالی متوازنی دارند، علاقه نشان داده واز سرمایه گذاری درآن گروه از واحدهای انتفاعی که ساختار سرمایه مدیریت نشده دارند پرهیز می کنند.
هدف اصلی از تأمین مالی انتخاب ترکیبی از منابع مالی است که هزینه سرمایه را حداقل وارزش شرکت را برای سرمایه گذاران حد اکثر نماید.
محدودیت در تامین مالی
تصمیمات تأمین مالی بافت یا ساختار مالی شرکت را تعیین می کند. محدودیت مالی مترادف با فشار مالی یا فشار اقتصادی و نیز ریسک ورشکستگی نیست اما بودن شک با محدودیت مرتبط است. مدیران، تحلیلگران وسرمایه گذاران بیشترین توجه خود را به سود گزارش شدۀ شرکتها اختصاص داده اند سود آوری یکی از معیار های اصلی سنجش عملکرد مدیریت واحد انتفاعی محسوب می شود علاوه بر آن معیار ارزش گذاری سهام واحد های انتفاعی نیز هست.
بطور کلی منابع تأمین مالی شرکت ها براساس سیاست های تأمین مالی آنها به دوبخش (منابع مالی درونی) یعنی از محل سود کسب شده اقدام به تأمین مالی می کند (منابع مالی بیرونی) از محل بدهی وانتشار سهام اقدام به تأمین مالی می کند، تقسیم میشوند درحالت کلی شرکت های بدون محدودیت مالی یا محدودیت مالی کم آنهایی هستند که بطور نسبی دارایی هایی با قابلیت نقد شوندگی بالایی دارند وخالص دارایی آنها بالاست همچنین محدودیت اعتبار میتواند به محدودیتهای مالی در شرکت منجر شود.
سخن پایانی
در این مقاله سعی کردیم که در مورد مدیریت سرمایه و مدیریت سرمایه گذاری صحبت کنیم. در صورت وجود هر گونه سوال می توانید با یخش پشتیبانی تماس حاصل فرمایید.